تبليغاتX
دلتنگ ترین روی زمین برای تو مینویسد.
می ایستم که ثابت کنم که عاشقت بودم و هنوزم هستم. ۲۳بار پاییز پاش رو تو زندگیم گذاشت. خودت هم خوب میدونی توی این سالها کسی به جز خودت پاش رو تو زندگیم نذاشته. از همون بچه ی تا حالا.

دیگه بچه نیستم عزیزم میفهمی؟ گریه کردن برام چیز خوبی نیست. منم زندگی دارم.

اگه بهت نمیرسم پس چرا عاشقت شدم؟ چی عوض میشه وقتی تو هم عاشقم بشی؟؟؟ از کسی چیزی کم نمیشه به خدا اگه منم یه لحظه با تو خوش باشم.




لينك ثابت نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 20:8 توسط ..:: م ::..

 او پرسید: دوستم داری؟

فکر کردی. من دور بودم. آروم گفتی: آره.

تورو نمیدیدم. تو هم منو نمیدیدی.

گذشت و گذشت تا یه روز دیگه پرسید: عاشقم نیستی؟

اون موقع هم من دور بودم. بازم آروم گفتی: آره.

آروم... آروم اینجوری بود که فراموشم کردی.

اما حیف از این من که نمیتونم فراموشت کنم.

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 18:1 توسط ..:: م ::..

وای خدایا عشق من عاشق شده...... گفته است از زندگی فارغ شده

وای خدایا نکند با دیگریست...... سهم من از ماجرا بی خبریست

نکند رغیب به من چیره شده....... وای خدا عکسش چرا تیره شده

وای خدایا نکند گریه کند...... نزد تو از دست من شکوه کند

نکند دعا کند نیست شوم...... چون دلش شکسته من نفرین شوم

لحظه ها آلوده اند، رو به پایان میروند..... چه کنم خودت ببین که چه آسان میروند

وای خدایا جان او جانم بگیر..... دل من نزد دلش او خودش باشد اسیر

چون دلش دلم زغم فارغ شده...... وای خدایا عشق من عاشق شده




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 20:20 توسط ..:: م ::..

فکر نکن با گذشت زمان از عشق من چیزی کم میشه ها ؟  باشه گلم  من تا هر وقت خدا بخواد منتظر میمونم. هر چی هم بگذره بیشتر از قبل دوست دارم. الان ۱ ماه هست که ندیدمت. داره چهرت فراموشم میشه ولی هنوز دوستت دارم. 



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 14:37 توسط ..:: م ::..

سلام . این روزا بد جوری نا امید شدم. اصلاْ حوصله و ذوق نوشتن رو ندارم.




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 13:28 توسط ..:: م ::..

 مغرور من سلام...

    دیشب رفته بودیم عروسی. خیلی حالم گرفته شده بود. آخه بدون تو هیچی برای من خوشحال کننده

نیست. تا وقتی تو نیستی همهء دنیا برام هیچه. میدونی چند روزه که ندیدمت؟ دلم حسابی برات

تنگ شده.




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 19:7 توسط ..:: م ::..

سلام عزیزم. سلام همسفرم. خوبی؟ میدونم که اصلاْ  به فکر من نیستی. همینشم از سرم زیاده. بی تو با خیال تو من خوشم. دل توی سینه تنها نیست. آخه دل پیش تو تنهاست. اینم از همه چی برام بهتره مراقب دلم باش گلم. نه ببخشید اشتباه شد. دل منه که باید مواظبت باشه گلم.




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 0:3 توسط ..:: م ::..

دیشب بهش گفتم  دیگه میخوام برم. ممکنه منو نبینه. تا شاید یه خرده دلش به رحم بیاد . اما جوابمو خوب داد. کلمه به کلمه حرفات یادم میمونه. میدونی چرا ؟ چون هر کدومش یه زخم شده روی قلبم.

چوابشو دادم: گل من ، من چه طوری میتونم تو رو رها کنم و برم؟ آخه مثل تورو کجا پیدا کنم.؟

دیگه برام مهم نیست مردم چی میگن. این دفه که ببینمت مطمئن باش دوست داشتنت رو برای همه فریاد میزنم.

دوست دارم.

.




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 18:11 توسط ..:: م ::..

حالا که بی توام بگو بی تو باید چیکار کنم؟

کاشکی میشد بازم بچه بشیم. اون وقت قدرتو میدونستم. قدر کنارت بودن رو. قدر باهات بازی کردن رو.

اما میدونم اگه حتی توی عالم بچگی عاشقت میشدم ، بازم اون قدر برام بزرگ بودی که نمیتونستم بهت بگم: دوست دارم...

دوست دارم ... 

دوست دارم ...




لينك ثابت نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 21:25 توسط ..:: م ::..

خدایا یعنی یه روز میشه که اونو کنار خودم ببینم، در حالی که دست منو توی دستش گرفته و به من میگه دوستت دارم؟

آخه خدا جون مگه من گناه کردم که عاشق اون شدم؟ خدایا چرا اونو این قدر مغرور آفریدی؟

خدایا کاری کن که اول خوشبخت بشه ، بعد بدونه که من دوستش دارم ، بعد اونم عاشق من شه.




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 12:46 توسط ..:: م ::..


Our hopes and expectations        آرزوهايمان و تمناهايمان
Black holes and revelations        
سياه چاله ها  و  رازگشايي ها
Our hopes and expectations          
آرزوهايمان و تمناهايمان
Black holes and revelations          
سياه چاله ها  و  رازگشايي ها

Hold you in my arms                    تو را در آغوش خواهم گرفت
I just wanted to hold      
فقط مي خواستم بفشارم        
You in my arms            
تو را در آغوشم            


 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 11:16 توسط ..:: م ::..

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید

وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید

 

وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها می کشید

وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چشید

 

من عاشق چشمت شدم ، نه عقل بود و نه دلی

چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

 

 

یک آن شد این عاشق شدن، دنیا همان یک لحظه بود

آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

 

وقتی که من عاشق شدم، شیطان به نامم سجده کرد

آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد

 

من بودم و چشمان تو ، نه آتشی و نه گلی

چیزی نمی دانم از این دیوانگی یا عاقلی

 

یک آن شد این عاشق شدن، دنیا همان یک لحظه بود

آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود....

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 12:14 توسط ..:: م ::..

راست راستی ، چرا عاشق تو شدم؟

چون هر چه بیشتر به تو نگاه میکردم بیشتر تحقیر میشدم؟

چون هر چی بیشتر به آغوشت فکر میکردم ، خدا منو بیشتر مواخذه میکرد؟

خدایا منو ببخش.




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 11:53 توسط ..:: م ::..

دیشب بازم به خاطرت یه دل سیر گریه کردم.

دیشب بازم برات فرستادم : گویند خدا همیشه با ماست    ای غم نکند خدا تو باشی؟

و تو دیشب بازم  توی خواب بودی.

ولی عکس تو همیشه اینجاست که نده دوریت عذابم.

کاشکی خودتم به اندازهء عکست مهربان بودی.

یاد روزی افتادم که میخواستم بهت بگم عاشقت هستم. اما تو بی رحمانه فقط سیگارت رو روشن کردی و به من گفتی "هرزهء کثیف" و رفتی. از دست تو خیلی دلگیر شدم. خواستم مهمانی عشقت رو توی قلبم به هم بریزم. اما هر چه که توی دنیا گشتم کسی رو پیدا نکردم که به اندازهء تو عاشقش باشم. از اون روز به بعد اسمی که روی من گذاشتی رو از اسم خودم بیشتر دوست دارم. بازم منو صدا کن "هرزهء کثیف". 

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 10:35 توسط ..:: م ::..